دکتر مرتضی عبدالهی متخصص کودکان و نوزادان

ایران، مشهد ، کلینیک پزشکی دکتر مرتضی عبدالهی ، واحد 01

تلفن تماس05136230049

کمبود شیر

اغلب علایمی که به کمبود شیر نسبت میدهند اشتباه است و به تبع آن شروع شیر خشک‌هم‌به استناد آن علایم اشتباه بزرگتر.
زیاد و طولانی مکیدن نوزاد..احساس خالی بودن سینه .گریه نوزاد.مکرر ول کردن سینه و علایم مشابه هیچکدام نشانه کم بودن شیر مادر نیست.اغلب موارد شروع شیر خشک هم به استناد این علایم صورت میگیرد که کاری کاملا اشتباه است.
وقتی کودک وزن گیری خوبی دارد مفهومش اینست که شیر مادر کافیست و نباید شیر خشک‌شروع شود.البته در مورد وزن گیری خیلی سریع نمیتوان قضاوت نمود.در مواردی که بخواهیم سریع روی مقدار شیر قضاوت کنیم روی تعداد دفعات ادرار روزانه بایستی قضاوت کنیم..کودکی که بیش از ۵ بار در شبانه روز ادرار دارد شیر مادرش کافیست و نیازی به شیر خشک ندارد.(البته در چند روز اول تولد تعداد دفعات ادرار بطور طبیعی کمتر است).
خالی بودن سینه موقع دوشیدن هم نشانه کمبود شیر نیست چون اغلب نوزاد فرصت اینکه شیر در سینه مادر جمع شود را نمیدهد.
.
توجه:وزن گیری کم که میتواند نشانه کم بودن شیر باشد هم مجوزی برای شروع شیر خشک نیست چون گاهی علت دیگری دارد که با بررسی و معاینه مشخص میشود(مانند عفونت ادراری)
مهمترین علت کمبود شیر دادن شیشه و پستانک و آب قند و سایر مواد مشابه به کودک است.این عوامل با کم کردن مکیدن نوزاد سبب کاهش هورمونهای محرک شیر سازی در مادر میشود.از طرفی مکیدن مکرر و هم آغوشی مادر و نوزاد خصوصا در روز اول سبب افزایش شیر مادر میشود

اولین روز تولد

روز اول شیردهی اغلب نوزادان به همراه مادر در بیمارستان هستند.و میتوانند در صورت هر گونه مشکل از پرسنل درمانی(متخصص اطفال.زنان.پرستار .ماما.مشاورین شیردهی و…)کمک بگیرند.
از طرفی حساس ترین زمان برای شیر دهی همان ساعات و روزهای اول تولد است.
بهترین زمان شروع شیردهی بلافاصله پس از تولد در همان تخت زایشگاه است.(حتی در مادر سزارینی همان تخت اتاق عمل حتی در زمان بی هوشی مادر) در حال حاضر در اغلب بیمارستاتهای دوستدار کودک این اقدام انجام میشود.
شروع شیر دهی در دقایق اول تولد سبب میشود که در بدن مادر هورمونهایی ترشح شود که بطرز معجزه آسایی تمام مشکلات نوزاد و مادر با هم مرتفع گردد.
هورمون اکسی توسین که در زمان مکیدن پستان توسط نوزاد در بدن مادر تولید میشود
علاوه بر اینکه سبب افزایش ترشح شیر میشود ،در بدن خود مادر هم سبب جمع شدن رحم و کنترل خونریزی و کوچک شدن شکم مادر میشود.
هر چه مکیدن در روز اول بیشتر صورت گیرد این هورمون موثر تر و بیشتر خواهد بود.هم آغوشی مادر و نوزاد به این روند کمک میکند ولی هر عاملی که این هم‌آغوشی را بر هم‌بزند این روند برهم خواهد خورد .
مهمترین عامل برهم‌زدن هم آغوشی دادن‌آب قند و شیر خشک به نوزاد است.بسیاری از خانواده ها به دلیل اینکه نوزاد در ساعات اول بصورت حریص وار سینه مادر را می مکد و سینه را ول نمیکند با تصور اینکه شیر مادر کافی نیست به نوزاد آب قند یا شیر خشک میدهند.کودک هم به یکباره معده اش پر میشود و سیر میشود و میخوابد و ظاهرا مشکل حل میشود.ولی نوزاد و مادر وارید یک چرخه معیوب میشوند که نوزاد کمتر سینه میگیرد و مادر کمتر شیر تولید میکند و در روزهای بعدی به شکست کامل شیردهی منجر میشود .بعضی از والدین هم با تلاش جهت دوشیدن سینه و عدم آمدن شیر کافی در روز اول فکر میکنند نوزاد نیازمند شیر خشک و آب قند است.
باید بدانید که حجم معده نوزادان در ساعات اول تولد حد اکثر به ۵ سی سی میرسد و نوزاد در ساعات اول تولد نیاز به حجم بیشتر ندارد.از طرفی کم بودن شیر مادر در روز اول هم کاملا متناسب با مقدار نیاز کودک است.مکیدن مکرر سینه در این ساعت برای مادر و نوزاد بسیار مفید است و بایستی با اطمینان دهی به مادر و حمایت عاطفی و جسمی مادر این روند را تداوم بخشید.
عده ای از والدین با ترس از اینکه قند خون نوزاد بعلت کمبود شیر پایین بیافتد به نوزاد آب قند یا شیر خشک میدهند.در این مورد باید بدانید نوزادان سالم و بدون مشکلات جانبی با وزن در محدوده طبیعی که قدرت مکیدن خوبی دارند کمتر دچار افت قند خون میشوند چون سیستم داخلی بدن خودشان از چربی ذخیره ای قند میسازد.نهایتا در صورت نگرانی میتوانید از پرسنل بیمارستان در خواست کمک بگیرید تا در صورت صلحدید قند خون کنترل آزمایشگاهی شود.
یکی دیگر از عواملی که خصوصا در روزهای اول اختلال در شیر دهی ایجاد میکند گرمازدگی و قنداق پیچ کردن نوزاد است.نوزادی که در یک اتاق بسیار گرم و با پتو و قنداق و لباس بسیار گرم است قدرت مکیدنش کاهش می یابد .کاهش مکیدن نوزاد یک چرخه معیوب ایجاد میکند و هورمون اکسی توسین مادر کم میشود و به دنبال آن کاهش تدریجی شیر مادر و مشکلات نوزاد بوجود می آید
یکی دیگر از عواملی که در شیردهی روزهای اول اختلال جدی ایجاد میکند اختلال در آرامش مادر شیر ده با دید و بازدید و ملاقاتهای مکرر است..بایستی مادر شیر ده را در روز اول راحت گذاشت و وجود همسر و یک همراهی خانم از نزدیکان مادر (مانند خواهر یا مادر خودش) کافیست .ملاقاتهای مکرر و جدیدا با اتاقهای VIP در بیمارستانها آرامش مادر مختل میشود..طبیعتا مادر نمیتواند در برابر اینهمه ملاقاتی نوزادش را راحت شیر بدهد و مکرر نگران لباس و آرایش خودش است و این نگرانی به روند شیر دهی لطمه میزند.
توصیه میشود حتی پس از ترخیص از بیمارستان هم تا چند روز و حتی چند هفته دید و بازدیدها به تاخیر افتد.

مراقبت از بند ناف نوزاد

جنین در داخل رحم مواد غذایی و اکسیژن لازم را طریق جفت که به دیواره داخلی رحم مادر متصل است دریافت می کند. جفت از طریق بند ناف به شکم جنین متصل می شود. پس از تولد، بند ناف با گیره ای بسته شده و از نزدیک بدن نوزاد قطع می شود و به این ترتیب تکه ای از آن متصل به ناف کودک باقی می ماند که به مرور می افتد.

بند ناف معمولاً ظرف ۵ تا ۷روز خشک شده و می افتد و جای آن بصورت زخمی باقی می ماند که ظرف چند روز خوب می شود و اگر بعد از ۱۰ روزگی بند ناف نیفتاد بایستی با پزشک مشورت نمود

مهمترین مسئله در نگهداری بند ناف قبل از افتادن آن، جلوگیری از عفونت است.
بند ناف را باید خشک و تمیز نگه داشت. در هنگام تعویض پوشک لبه بالای آن باید زیر بند ناف تا کرد تا بند ناف در معرض هوا قرار داشته باشد و با ادرار تماس پیدا نکند. زمانیکه بند ناف می افتد ممکن است پوشک کمی خونی شود که طبیعی است. از حمام کردن نوزاد در وان تا قبل از افتادن بند ناف باید خودداری کرد.
در هوای گرم به نوزاد باید فقط پوشک و یک تی شرت گشاد پوشاند تا جریان هوا زیر لباسش برقرار بوده و بند ناف سریعتر خشک شود. از پوشاندن لباس های زیر دکمه دار تا زمانیکه بند ناف بیفتد باید خودداری کرد. هیچگاه سعی نکنید بند ناف را با دست بکنید حتی اگر خیلی شل شده باشد و تنها اتصال آن رشته ای نازک باشد.
گاهی بعد از افتادن بند ناف توده گوشتی کوچکی باقی می ماند که ممکن است خودش از بین برود و یا نیاز به درمان داشته باشد. این توده ها که “گرانولوم نافی” خوانده می شوند مشکلی جدی نبوده و در داخل آنها عصب وجود ندارد بنابراین در صورتیکه نیاز به درمان داشته باشند درمان آنها دردناک نخواهد بود.
در اتاق زایمان، متخصص زنان یا ماما برای جلوگیری از عفونت، بند ناف را پس از قطع کردن با مواد ضد عفونی کننده تمیز می کند. سال ها توصیه بر این بود که برای تمیز کردن بند ناف در روزهای بعد در خانه، از پنبه یا گاز آغشته به الکل یک یا دو بار در روز استفاده شود. بسیاری از متخصصین کودکان هنوز هم به این روش اعتقاد دارند ولی امروزه بعضی دیگر معتقدند که بهتر است بند ناف را رها کرد تا خودش خشک شود و بیفتد. دلیل این اعتقاد هم اینست که مطالعات جدید تر نشان داده میکروبهای طبیعی پوست موجود در محل بند ناف اگر با الکل از بین بروند رشد قارچها سبب دیر تر افتادن بند ناف میشود(متوسط دو روز در اغلب تحقیقات)
یکی از دلایلی که بعضی متخصصین کودکان هنوز هم روش تمیز کردن با الکل را توصیه می کنند این است که بند ناف هایی که با الکل تمیز نمی شوند گاهی ترشحات و بوی بد دارند. از سوی دیگر بسیاری از این متخصصین معتقدند که اختلاف دو روز در زمان ترمیم، اختلاف چندان قابل توجهی نیست.

عفونت بند ناف علاوه بر علایم عمومی مانند تب و شیر نخوردن .در محل بند ناف هم ترشح و بوی عفونت دیده میشود و گاهی پوست اطراف بند ناف هم قرمز و ملتهب میشود

کم خونی در کودکان

کم خونی هم مانند عفونت ادراری جز موارد شایع مراجعه والدین نیست و اغلب خانواده ها کودک را با شکایت کم خونی نمی اورند .در حالی که به علت یک سرما خوردگی ساده ۵ بار مراجعه میکنند و متاسفانه این سرنوشت بیماریهای مزمن در ایران است.در حالی که یک کم خونی ساده میتواند عوارض بسیار زیادی برای کودک داشته باشد

*کم خونی انواع مختلفی دارد و شایعترین ان در ایران نوع فقر اهن است.تالاسمی مینور و کم خونی به علت کمبود ویتامین ها (اسید فولیک و ب۱۲) از سایر علل شایع کم خونی است .در اینجا ما شایعترین نوع انرا  که نوع فقر اهن است به زبان ساده توضیح میدهیم.

*کم خونی فقر اهن انقدر در کودکان ایرانی شیوع بالایی دارد که از چند سال قبل به توصیه وزارت بهداشت برای تمام کودکان بهتر است ازمایش خون انجام شود. کم خونی ظاهرا بی علامت است ولی عوارض بسیار زیادی در کودکان دارد. کودکان کم خون بد خلق بد اخلاق لجباز .بی اشتها و دچار اختلال رشد هستند. کم خونی اگر در کودکی درمان نشود باعث کاهش ضریب هوشی او خواهد شد(من به خانواده این مثال را میزنم که اگر این کودک قرار باشد در اینده پزشک شود به علت کم خونی فعلی پزشک نخواهد شد).در موارد شدید تر کم خونی میتواند با فشار روی قلب کودک را دچار نارسایی قلبی هم بکند.

*چرا کم خونی در ایران شایع است.علت اصلی شیوع بالای کم خونی در کودکان ایرانی در نوع فقر اهن مربوط به نوع تغذیه است. در ایران مصرف گوشت جگر حبوبات بسیار پایین است از طرفی مصرف موادی که سبب اختلال در جذب اهن میشود هم بالاست که شایعترین ان چای است.

چرا کودکان ایرانی گوشت نمیخورند.جواب این سوال را همه در مشکلات اقتصادی و گرانی گوشت میدانند ولی همیشه چنین نیست (البته تا حدی مورد قبول است)ما خانواده های مرفه زیادی را میبینیم که با وجود توانایی مالی خوب باز هم فرزندشان کم خونی فقر اهن دارد و اصلا گوشت نمیخورد.چرا این کودکان گوشت نمیخورند.دلیل اصلی این موضوع به فرهنگ اشتباه ما ایرانیان در مورد تغذیه کودک بر میگردد.بطور کلی از تغذیه کودک فقط به زیاد خوردن کودک اهمیت میدهیم(در صد زیادی از مراجعین ذکر میکنند یک شربت بده که اشتهای کودک زیاد شود)اصلا مقوله روانشناسی تغذیه را مد نظر قرار نمیدهیم.کودکان مانند سایر افراد حس لجبازی نهفته ای در وجودشان هست که باید سعی شود این حس لجبازی ذاتی خاموش نگه داشته شود . دادن اجباری غذا به کودکان این حس لجبازی را تحریک میکند.(یک مثال ساده .مسیر عبور روزانه من به محل کار از یک کوچه تنگ میگزرد که یک قسمت ان فقط برای عبور یک ماشین مناسب است و اگر دو ماشین همزمان با هم از روبرو به هم برسند یکی باید چند ثانیه صبر کند تا یکی یکی رد شوند.حال بنده همیشه اینجا گذشت میکنم و صبر میکنم که ماشین روبرو اول رد شود بعد من بروم .گاهی اوقات پیش می اید وقتی دو تا ماشین با هم میرسیم ماشین مقابل با بوق و چراغ و افزایش سرعت سعی میکند که برتری خودش را به من نشان دهد که صبر کن اول من بروم .اینجاست که من که همیشه گذشت میکردم حس لجبازیم تحریک میشود و من هم میگویم چرا اول او برود و اجازه نمیدهم رد شود و گاهیی دقایق طولانی معطل میشویم هر دو ..) این مثال بارها تو زندگی همه تکرار میشود .وقتی شما میخواهید با اجبار به کودک غذا بدهید درست مانند همان بوق و چراغ دادن ماشینم مقابل است .کودک اینجا حس لجبازی اش تحریک میشود و در برابر خواسته شما مقاومت میکند .مثالی که من برای خانواده ها می اورم اینست که چرا قدیم که ما در خانواده های پر بچه زندگی میکردیم و مادر های ما از دست ما بچه ها غذا را مخفی میکردند تا ظهر که پدر میاد غذا تمام نشود .ولی الان که والدین فقط کارشان شده با قاشق دنبال بچه ها دویدن و التماس بچه کردن برای خوردن .الان اینقدر مشکلات تغذیه ای زیاد است ولی قدیما این مشکلات نبود.

دلیل دیگری که کودکان ایرانی گوشت دوست ندارند این است که در زمان بیماری والدین سعی میکنند به اصطلاح خودشان کودک را تقویت کنند وگوشت و عصاره گوشت را به اجبار به کودک بدهند.در زمان بیماری و بد حالی کودک_مانند  تب و استفراغ -کودک هر اتفاقی برایش بیفتد بطور ناخود اگاه برایش جزو خاطرات بد و نفرت انگیز در اینده خواهد شد. مثلا شما در زمان بیماری حاد و تب شدید کودک را به شهر بازی ببرید .این کودک در اینده از شهر بازی بدش خواهد امد .اگر کودکی که استفراغ شدید دارد غذای مورد علاقه همیشگی اش را مثلا مکارانی به اجبار بدهیم این کودک بعدا تا اخر عمر از مکارانی متنفر خواهد شد..اغلب خانواده های ایرانی در زمان اوج بیماری سعی در تقویت کودک با گوشت و عصاره گوشت دارند که این سبب تنفر دایمی کودک از گوشت میشود.در حالی که تقویت کودک در زمان دوران نقاهت باید صورت گیرد( در زمان اوج تب و استفراغ باید تب و استفراغ را کنترل کرد ).

علت دیگر کم گوشت خوردن مشکلات اقتصادی و گرانی گوشت است خانواده هایی که از نظر اقتصادی ضعیف هستند اگر همان مقدار کم گوشت مصرفی را اگر صحیح مصرف کنند جذب اهن ان بیشتر میشود که این اقدامات توصیه میشود.*این خانواده ها ممکن است یک هفته تمام گوشت نخورند و لی در یک روز گوشت زیادی بخورند و باز تا یک ماه از گوشت خبری نباشد.با توجه به اینکه روده ها در حجم زیاد گوشت خورده شده در یک وعده توانایی جذب اهن زیاد یکباره را ندارند .اگر همین گوشت زیاد یکباره در یک وعده غذا ( بدون اینکه هزینه بیشتری به خانواده تحمیل شود)در کل هفته به مقادیر کم در وعده های مختلف تقسیم شود درصد زیادی از اهن و پروتیین ان جذب میشود خصوصا اگر همرا حبوبات مصرف شود باز بهتر است.(مثلا خانواده یک هفته عدس پلو بدون گوشت میخورد و اخر هفته جمعه یک پلو ماهیچه پر از گوشت میخورد.حال اگر همین گوشت ماهیچه اخر هفته را داخل عدس پلوی طول هفته بریزد یک عدس پلوی کم گوشت روزانه میشود ولی اولا درصد زیادی از اهن گوشت ان جذب میشود که در مصرف پلو ماهیچه در یک وعده دفع میشود و از طرفی پروتین موجود در عدس هم کامل نیست که با همان مقدار کم گوشت اضافه شده کامل میشود)

نوع گوشت مصرفی هم در سلیقه کودکان موثر است کودکان امروزی اغلب گوشت درسته را دوست ندارند ولی گوشت چرخ کرده مثل کباب کوبیده و کتلت را دوست دارند که باید کمی مطابق میلشان رفتار کرد.

هنوز در بعضی خانواده ها پدیده مرد سالاری وجود دارد و بیشتر پسر و پدر خانواده مورد توجه هستند غذای پر گوشت تر را انها میخورند در حالی که دقیقا برعکس است و این زن ها(بعلت خونریزی ماهیانه) و بچه ها(بعلت رشد زیاد) هستند که گوشت بیشتری نیاز دارند….البته پدیده مرد سالااری شدیدا نادر و کم پیداست…

**در مورد کم خونی فقر اهن و تغذیه فقط خوردن گوشت و حبوبات به تنهایی نیست که جزئ فرهنگ اشتباه ماست بلکه بعضی مواد سبب اختلال در جذب اهن میشوند.بعنوان مثال مصرف زیاد چای اگر نزدیک و بلافاصله بعد از غذا باشد سبب اختلال در جذب اهن میشود.نانهایی که با جوش شیرین زیاد خمیرشان تهیه میشوند هم سبب اختلال در جذب اهن میشوند.مصرف داروهای ویتامینی حاوی روی (اغلب مولتی ویتامینهای خارجی روی دارند)سبب اختلال جذب اهن غذا میشوند.البته این داروها ممنوع نیست ولی باتید بعد از غذا یا قطره اهن خورده نشوند.شربتهای حاوی کلسیم و شیر هم نباید همراه غذا خورده شوند و سبب اختلال جذب اهن میشوند.

از جمله موادی که سبب تقویت جذب اهن میشود ویتامین -ث- است که در پرتقال و لیمو شیرین و ترش زیاد است و مصرف ان همراه غذا خیلی مفید است .مثلا یک شربت ابلیموی خیلی کم شکر همراه غذا به جای نوشابه

***تشخیص کم خونی.کم خونی های شدید با معاینه پزشک قابل تشخیص است ولی کم خونی های خفیف در معاینه قابل تشخیص نیستند و نیاز به انجام ازمایش است.کم خونی در اطفال ایرانی انقدر فراوان است که به توصیه وزارت بهداشت کشور برای تمامی کودمان علاوه بر شروع قطره اهن از شش ماهگی .باید در ۹ ماهگی ازمایش خون هم بدهند.این سن ۹ ماهگی از چند جهت اهمیت دارد اول اینکه تشخیص کم خونی در این سن بهتر داده میشود و زودتر از ان به علت وجود سلولهای خون دوران جنینی ممکن است اشتباه شود و دیر تر از ان کم خونی عوارض ذهنی بجای میگزارد .از طرفی در ۹ ماهگی کودک فقط درد خونگیری را حس میکند و استرس روانی زیادی متحمل نمیشود.

****درمان کم خونی:درمان کم خونی بعهده پزشک است و اینجا فقط به نحوه دادن قطره اهن میپردازیم

**نکات مهم در مورد قطره آهن

¨ با شروع قطره آهن ممکن است کمی تغییر رنگ مدفوع (سیاه شدن)دیده شود که طبیعیست

¨ بهترین قطره آهن همین قطره های آهن ایرانی است(اغلب شربت های خارجی در عین حالی که گران قیمت هستند .آهن  کافی ندارند و در مصرف طولانی باعث کم خونی میشوند)

¨ مصرف قطره آهن باعث تغییر رنگ دندان میشود که برای خانواده خوشایند نیست و اغلب به همین دلیل آهن را قطع میکنند

¨ عوارض کم خونی در کودکان آنقدر زیاد است که مشکل تغییر رنگ دندان در برابر عوارض کم خونی قابل چشم پوشی است(مانند کاهش ضریب هوشی .خستگی و گاهی در موارد شدید مشکلات قلبی)

¨ اگر در نحوه مصرف قطره آهن نکات ذیل رعایت شود احتمال تغییر رنگ دندان کمتر میشود.اول اینکه قطره آهن با سرنگ و یا قطره چکان در انتهای دهان کودک ریخته شود و دوم اینکه پس از مصرف آهن  دندان کودک با مسواک نرم یا حتی پنبه خیس تمیز شود .دادن یک استکان آب یا آبمیوه پس از مصرف آهن هم باعث شستشوی دندان میشود و تغییر رنگ دندان پیش نمی اید

¨ ذکر این نکته ضروریست که آهن فقط تغییر رنگ سطحی دندان میدهد و به هیچ وجه باعث پوسیدگی دندان نمیشود (اغلب پوسیدگی ها به علت مصرف تنقلات قند دار و مسواک نزدن است)و دندان شیری در نهایت خواهد افتاد.

¨ قطره آهن به هیچ عنوان اعث پوسیدگی دندان نمیشود و فقط تغییر رنگ سطحی دندان میدهد .و پوسیدگی همراه ربطی به آهن ندارد و بیشتر به علت مصرف موادقندی و مسواک نزدن است.و

 

داروی اشتها آور برای کودکان

این موضوع یکی از مسایل و مشکلاتی است که همه روزه من و سایر متخصصین اطفال با ان سر و کار داریم  واغلب خانواده ها بدون اینکه از مکانیسم سیری و گرسنگی مغز کودک اگاهی داشته باشند این در خواست را از ما میکنند.بطور کلی اشتهای انسان در یک مرکز در هیپوتالاموس مغز کنترل میشود و و این مرکز بطور کلی کار خودش را صحیح انجام میدهد و نباید در کار ان دخالت انجام شود . هر کودک یک طبیعت و سرشتی دارد یکی چاق یکی لاغر وو… این که والدین دوست دارند بچه زیاد غذا بخورد کاملا اشتباه است.بچه در صورت بی اشتهایی باید به پزشک مراجعه کند .اولین بررسی کنترل وزن و قد کودک است . کودکی که وزن و قد مناسب و نمودار رشد طبیعی دارد را نباید به اشتهایش کاری داشته باشیم. بعضی والدین اصرار میکنند که هیچی نمیخورد .ولی وقتی توضیح میدهیم که پس چطور وزن و قد کودک مناسب است .باز هم قبول نمیکنند و مرتب در حال تعویض پزشکند که باید یک شربت جهت افزایش اشتهای کودک بگیرند..یک عده هم میگویند اگر به زور به کودک غذا ندهیم از گرسنگی میمیرد .(اصطلاحی که من بارها از والدین شنیده ام و روی حرفشان لجاجت هم دارند)در همین جا تاکید میکنم در هیچ شرایطی چه بیماری و چه سلامت حق ندارید به کودک به زور غذا بدهید.و کودکی که وزن و نمودار رشد طبیعی دارد تنها دخالت والدین باید حذف تنقلات بی ارزش مانند ابمیوه های مصنوعی شیرینی زیاد حتی شیر عسل .حذف شیشه و پستانک و چیپس و پفک و… باشد .خانواده اجازه ندارد غذا را به اجبار به کودک بدهد

حال اگر در بررسی پزشک مشخص شد که کودک نمودار رشدی مناسبی ندارد .اینجا هم حق نداریم به اجبار غذا و شربت اشتها کودک را چاق کنیم.در اینجا باید علل کمبود وزن کودک بررسی شود . اینجا پزشک باید دنبال علت کاهش وزن باشد نه اینکه با دادن یک شربت به اصطلاح اشتها اور صورت مسیله را پاک کند.. بارها من کودکانی را دیده ام که عفونت  ادراری دارند و تشخیص ان چند سال به تاخیر افتاده و تشخیص زمانی صورت گرفته که اسیب جدی به کلیه کودک رسیده است.و در این چند سال فقط با اصرار والدین جهت شربت اشتها هیچکس برای کودک یک ازمایش ادرار ساده درخواست نکرده  یا درخواست شده و خانواده اهمیتی نداده و دنبال همان شربت اشتهای خودش بوده است.گاهی در بررسی ازمایشگاهی و رادیولو‍ژی انجام شده مشکلی وجود ندارد که در اینجا میتوان یک سری مکمل های حاوی روی و ویتامین به کودک داد و کالری غذای کودک را زیاد کرد (مثلا ماست پر چرب یا افزایش کالری غذا با افزایش درصد چربی غذا)ولی اینجا هم دادن اجباری غذا به کودک حتی با وزن کم مطلاقا ممنوع است.و هیچ تاثیری در افزایش وزن کودک ندارد .

.به عنوان مثال در زمانی که کودک دچار استفراغ است . خود این مرکزکنترل اشتها در مغز کودک جهت استراحت دادن به سیستم گوارش کودک بدن را دچار بی اشتهایی میکند که سیستم گوارش که در اثر بیماری دچار اسیب شده است فرصت پیدا کند تا خودش را ترمیم کند. و این مکانیسم بخوبی این کار را انجام میدهد. حال خانواده به این مکانیسم اگاهی ندارد و فقط سعی میکند با خوراندن زورکی غذا به کودک و با اصطلاح تقویت کودک او را بهبود ببخشد و این سبب تشدید استفراغ و تاخیر بهبودی بیماری میشود.. همانطور که وقتی شما بیمارید دوست دارید استراحت کنید و اگر به شما پیشنهاد ورزش کوه نوردی بدهند میگویید باشه برای بعد از بهبودی یعنی درست است که کوه نوردی ورزش خوبیست ولی نباید در زمان بیماری باشد ..همین موضوع در مورد سیستم گوارش هم صحیح است و برای بچه ای که استفراغ دارد باید معده و گوارش او استراحت کند و دادن غذای سنگین مانند عصاره گوشت در این زمان مانند کوهنوردی در زمان بیماریست. و باید صبر کنید زمانی که کودک بتدریج بهبود یابد در دوره نقاهت کم کم وضعیت تغذیه ای اش اصلاح شود نه در زمان اوج شدت بیماری
گاهی تمام این مشکلات به علت مصرف بیش از حد ابمیوه های مصنوعی شیرین و شیرینی و شیر عسل و شیشه و پستانک حاصل میشود و کودک دیگر معده اش جایی برای مصرف غذا ندارد که این هم باید به خانواده تذکر داده شود
درصدی از داروهایی که با نامهای تجاری مختلف جهت افزایش اشتها بکار میرود حاوی تر کیبات سیپرو هپتادین است .که به هیچ وجه توصیه نمیشود. بعضی از داروها در اصل ترکیبات ویتامینی و اغلب حاوی زینک(روی) هستند که به عنوان اشتها اور شناخته میشوند.مصرف این ترکیبات مانعی ندارد ولی باید خانواده توجیه شود که هدف از دادن این دارو چاق و پر خور کردن کودک به ضرب دارو نیست بلکه هدف اینست که اگر کمبود ویتامینی در رژیم غذایی کودک وجود دارد جبران شود.
کودکانی که مرتب والیدینشان به انها با اصرار و اجبار غذا میخورانند کودکانی هستند بد خلق .لجباز .دارای مشکلات رفتاری زیاد و کم وزن .دقیقا کودک لجبازی را از همین رفتار والدین می اموزد یعنی یاد میگیرد که والدین بر خلاف تمایل او  به اجبار به او میخواهند نظرشان را تحمیل کنند و او هم یاد میگیرد خلاف نظر والدین رفتار کند و علی رغم گرسنگی غذا نخورد.و این لجبازی به سایر رفتارهای کودک هم منتهی خواهد شد. خودتان تصور کنید دارید غذا میخورید و یک جمع ۲۰ نفره شما را تماشا میکنند و مرتب به شما تذکر میدهند که تمیز بخور اینطور یا انطور بخور.قطعا به عبارت عامیانه این غذا کوفتتان خواهد شد.حال در خانواده کودک ۴ ساله در یک مهمانی خانوادگی دارد غذا میخورد و میبیند کانون توجه همه شده است .خاله میگوید چرا گوشت غذا را نمیخوری .عمه میگوید بیشتر بخور تا مثل مرد عنکبوتی قوی بشی .مادر بزرگ میگوید برایش بیشتر غذا بریزید.دایی میگوید اگه غذا کم بخوری مریض میشوی و باید دکتر بهت امپول بده .عمو میگوید اگه یکم دیگه بخوری برات بادکنک میخرم…..این مثال ساده و ببخشید به زبان عامیانه  بارها در خانواده ها اتفاق می افتد و شما خودتان را جای کودک بگزارید دقیقا کوفتتان میشود.
قدیمها که خانواده های پر جمعیت و پر بچه بودند و امکانات رفاهی حالا مانند ماشین ظرفشویی و لباس شویی و… نبود و مادر ها فرصت اینکه با قاشق دنبال بچه ها بروند و التماس و منت کشی بکنند از بچه که یک قاشق بیشتر غذا بخورد(کاری که این روزها زیاد انجام میشود) چرا قدیمها بچه ها اینقدر مشکلات تغذیه ای نبود.به این موضوع فکر کرده اید.فکر نمی کنید این مشکلات رفتاری شایع امروزی حاصل رفتار اشتباه خودتان با کودک است..
*تاکید میشود یک عامل شایع بی میلی کودک به غذا مصرف شیشه و مصرف مکرر تنقلات و ابمیوه و شیرینی و بیسکوییت و…است که باید حذف شود..
**یک مثال ساده..دو خودرو هم مدل از یک کارخانه ..مثلا دو تا پراید ۹۳…در یک مسیر با شرایط مساوی مصرف سوخت مختلفی دارند..به نظر شما موتور ماشین پر مصرفتر سالم است یا کم مصرف…در مورد اشتها هم همینطور است ..اگر وزن و قد کودک روی نمودار استاندارد خودش باشد .حتی اگر خیلی کم غذا هم باشد مهم نیست و این نشانه سلامت کودک است .و اگر وزن و قد افت دارد حتی در حالت اشتهای خوب هم نیاز به بررسی است
***در انتها بعنوان متخصص اطفال میگویم وزن کم کودک نیاز به بررسی دارد و نباید با دادن زورکی غذا یا داروی اشتها اور صورت مسیله را پاک کرد..

پیشگیری از سرماخوردگی در کودکان

سوال بسیار شایعی این روزها از ما متخصصین اطفال میشود همین است ودر مورد واکسن انفلانزا هم زیاد سوال میشود
***اقای دکتر فرزند من تند تند سرما میخورد راه پیشگیری از ان چیست
از هر هموطن ایرانی که بپرسیم راه پیشگیری از سرما خوردگی چیست جواب انرا در افزایش دمای بخاری و زیاد تر لباس پوشیدن میداند و فرار از محیط های باز و تجمع در محیط های بسته. ولی این باور ها همگی اشتباه است. سرماخوردگی یک بیماری ویروسی است که دمای محیط فقط عامل مستعد کننده ان است نه عامل اصلی. اگر دمای هوا عامل اصلی باشد ما نباید در خط استوا سرماخوردگی ببینیم ولی در همانجا هم سرماخوردگی شایع است.حال این سوال مطرح میشود که اگر سرما خوردگی علت ان انتقال ویروس بین افراد است پس چرا در فصول سرد سال شایعتر است.علت اینست که در فصل سرما عوامل مستعد کننده به سرما خوردگی بیشتر است که یک سری غیر قابل اجتناب است و یک سری ناشی از فرهنگ اشتباه جامعه است. تجمع افراد در فصل سرما در محیط های سر پوشیده و عدم تهویه کافی علت اصلی استعداد به سرماخوردگی است. مثلا در مدرسه فصل گرما پنجره ها باز است و بچه ها زنگ تفریح به حیاط میروند ولی در فصل سرما در راهرو ها تجمع میکنند . من بارها دیده ام که در محل ورودی بیمارستان محل کار من. مردم در فصل گرما در محوطه بیمارستان پخش هستند تا ساعت ملاقات شروع شود و وارد شوند در حالی که در فصل سرما همه در یک اتاقک ورودی کوچک تجمع میکنند از ترس سرما خوردگی غافل از اینکه سرما خوردگی در همین هوای گرم این اتاقک بیشتر از هوای سرد بیرون منتقل میشود . در حالی که اگر لباس گرم بپوشند و در محوطه قدم بزنند تا ساعت ملاقات شروع شود احتمال سرما خوردگی کمتر است.
*یکی از عوامل دیگری که سبب میشود سرما خوردگی در فصول سرد شایعتر باشد .تغییر ناگهانی دماست .ما در فصل تابستان در شهرهایی مثل مشهد یا تهران در حالات اوج گرما دمای محیط به حد اکثر ۴۰ درجه میرسد و داخل ماشین یا خانه با کولر گازی هم دما به سختی به ۲۵ درجه میرسد و فرد حین جابجایی بین دو محیط ۱۵ درجه اختلاف دما را حس میکند . در حالی که در زمستان دمای محیط گاهی تا ۱۵ درجه زیر صفر میرسد و داخل منزل را گاهی تا ۳۵ درجه گرم میکنند. و فرد حین جابجایی بین این دو محیط ۵۰ درجه تغییر ناگهانی را حس میکند که در این حالت استعداد ابتلا به سرماخوردگی بیشتر میشود .حال چه باید کرد .دمای بیرون را که نمیشود گرم کنیم ولی دمای داخل منزل یا ماشین را میتوان کمی متعادل تر کرد (حدود ۲۵ درجه)و در بیرون لباس گرم تر پوشید.
*از جمله راههای مهم پیشگیری از سرماخوردگی شستن دستهاست و یکی دیگر از عوامل مستعد کننده فرهنگ رو بوسی کردن در ما ایرانیان به مناسبتهای مختلف است .البته شاید تغییر این فرهنگ کار مشکلی باشد ولی حد اقل شخصی که مبتلاست خودش بهتر است با دیگران رو بوسی نکند.
*یکی دیگر از عواملی که سبب کاهش سرماخوردگی میشود تهویه مناسب هوای محل زندگیست . در فصل زمستان هر روز یک بار هم که شده برای دقایقی لباس گرم بپوشید و پنجره ها را باز کنید که هوای خانه عوض شود.
*داروها نقشی در پیشگیری از سرما خوردگی ندارند ولی مصرف روی (زینک)و ویتامین ث در کاهش عوارض سرماخوردگی موثرند و توصیه به مصرف انها میشود.
***نکته مهم دیگر در سرماخوردگی مکرر اینست که خیلی اوقات این سرفه ها و ابریزش بینی الر‍یک یا حساسیتی است و علت ان ویروس سرماخوردگی نیست و جهت افتراق ان از سرماخوردگی باید با پزشک مشورت کرد
**در مورد انفلانزا هم مسایل و دقت های سرماخوردگی لازم است ولی تفاوتهایی وجود دارد. اول اینکه انفلانزا به علت تب بالاتر و عوارض جانبی بیشتر مراچعه به پزشک ضروریست و دوم اینکه جهت پیشگیری از انفلانزا واکسن وجود دارد که این واکسن در بعضی موارد خاص در ابتدای پاییز تزریق میشود و سبب پیشگیری نسبی از انفلانزا میشود .در مورد انفلانزا قبل از خرید واکسن حتما نکات زیر را مطالعه کنید

واکسن انفلانزا در موارد بیماری همراه مانند مشکلات کلیوی و قلبی و اسم شدید و موارد مشابه دیگر توسط پزشک توصیه میشود
واکسن انفلانزا از تمام موارد انفلانزا پیشگیری نمیکند.
واکسن انفلانزا دارای عوارض جانبی چندان شایعی ندارد و مواردی که در شبکه های اجماعی از عوارض آن صحبت میشود بسیار نادر است

تب در کودکان

تب در کودکان یکی از شایعترین علل مراجعه والدین نزد متخصصین اطفال است و علاوه بر تشخیص علت آن که در نوع درمان مهم است. کنترل خود تب هم اهمیت زیادی دارد خصوصا در سنین کودکی که تشنج به دنبال تب شایع است

در این قسمت ما فرض میکنیم شما جهت تشخیص علت تب به پزشک مراجعه کردید و ضمن اینکه اقدامات تشخیصی و درمانی در حال انجام است فقط روش کنترل تب را ذکر میکنیم

همیشه باید ابتدا تب تایید شود . اینکه احساس میکنم سر بچه داغ است یا دستهایش گرم است به هیچ عنوان قایل قبول نیست گاهی ما میبینیم که بعضی موارد تب وجود ندارد و بیخود دارو مصرف میشود و گاهی هم تب وجود دارد و خانواده نمیفهمد و کودک ناگهان تشنج میکند .پس بنابراین در هر خانه ای وجود یک دما سنج طبی لازم است .گاهی بعضی از بیماران من می ایند می گویند بچه خیلی تب داشته و هر چه استامینوفن میدهیم خوب نمیشه .من میپرسم چند درجه بوده میگوید نمیدانم فقط بدنش داغ بود .میپرسم چقدر استامینوفن دادی میگه یک قاشق .چه قاشقی .نمیدانم. من میگویم اصلا قابل قبول نیست که شما نه درجه تب را میدانید و نه میدانید چقدر استامینوفن دادید. شما باید بگید مثلا ۳۸٫۵ درجه تب داشته و سه ساعت قبل ۵ میلی لیتر استامینوفن دادیم.
درجه تبهای پیشانی نواری ارزش ندارد درجه تبهای جیوه ای خیلی دقیق است ولی استفاده از ان تجربه لازم دارد .نوعی درجه تب داخل گوش موجود است که خیلی دقیق است ولی قیمت ان گران است .توصیه ما خرید یک دما سنج دیجیتالی ساده است که هم ارزان و هم دقیق است .البته باید هم طرز مصرف انرا یاد داشته باشید و هم یک نوبت کالیبره بودن ان با دماسنج جیوه ای چک شود.
بهترین دارو برای کنترل تب استامینوفن است در مورد مصرف بروفن و اسپرین و دیکلوفناک به هیچ عنوان نباید بدون اجازه پزشک باشد.
مقدار مصرف استامینوفن :قطره در هر نوبت دو برابر وزن مثلا برای کودک ۱۰ کیلویی ۲۰ قطره در هر نوبت.شربت استامینوفن به ازای هر یک کیلو نیم میلی لیتر است یعنی بچه ۱۰ کیلویی ۵ میلی لیتر در هر نوبت . و برای کودک بالای ۲۰ کیلو باید از قرصهای بزرگسالان استفاده کرد.فواصل مصرف استامینوفن هم بستگی به شدت تب از ۴ تا ۱۲ ساعت با همین مقدار ذکر شده است(وقتی تب کمتر میشود فواصل باید زیاد تر شود)
عده زیادی از والدین ادعا میکنند تب در کودک ما هیچگاه به استامینوفن جواب نمیدهد و باید بروفن بگیرد .این حرف کاملا اشتباه است اغلب علت ان مقدار نا کافی دادن استامینوفن است مثلا در یک کودک ۱۰ کیلویی یک قاشق مرباخوری داده اند که معادل حدود ۲٫۵ میلی لیتر است و نصف مقدار مناسب بوده (مصرف دارو در اطفال با فلان قاشق اصلا قابل قبول نیست و حتما باید با سرنگ اندازه گیری شود).البته تعداد کمی از بیماریها هست که به استامینوفن جواب نمیدهد .که گاهی دادن بروفن یا شیاف دیکلو فناک همراه استامینوفن لازم میشود که حتما باید با تجویز پزشک باشد
شیاف استامینوفن در موارد تب ناگهانی در ابتدا جهت کاهش سریع تب مفید است ولی برای ادامه کنترل تب باید خوراکی ادامه یابد.مقدار شیاف استامینوفن در بالای ۱۵ کیلو باید شیاف بزرگسال باشد۳۲۵-و بین ۱۰ تا ۱۵ کیلو باید دو تا شیاف اطفال باشد۱۲۵
در بچه های کمتر از شش ماه به علت عدم تکامل مکانیسم تعریق ابتدا پوشش لباس را کم کنید و دمای محیط را هم تا ۲۵ درجه کاهش دهید سپ س دمای بدن کودک را چک کنید
تن شویه یا پا شویه در کودکان اگر صحیح انجام نشود عوارض ان بیشتر است.اولا باید بدانید تن شویه دمای سطحی بدن را کاهش میدهد و خطر تشنج با این کاهش دمای سطحی کم نمیشود پس اصلا نباید به تنهایی جهت کاهش تب در کودکان استفاده شودو حتما باید در کنار دارو جهت کمک به ان باشد. دستمال کوچک (اندازه کف دست)با اب ولرم حدود ۳۰ درجه(نه اب سرد)و فقط مرطوب(خوب چلانیده شود)و روی سینه و شکم(روی پیشانی نه).باید در تبهای خیلی بالا بکار برد.
در تب کودک زیر سه ماه و بالای ۳۸٫۵ درجه و بیشتر از سه روز و کودک بد حال مراجعه به پزشک الزامیست ولی در سایر موارد در صورتی که دسترسی تلفنی به پزشک خانوادگی دارید و پزشک خانواده اجازه دهد میتوان چند روز استامینوفن را بدون مراجعه داد

طراحی شده توسط ساینا وب